close
تبلیغات در اینترنت
عهد و پیمان مهدی باکری با خداوند

دانلود فلش پلیر دانلود فلش پلیر

Adobe Flash Player 11.8.800.94

دانلود اپرا15 دانلود اپرا15

opera v15.0 Final

دانلود موزیلا فایرفاکس دانلود موزیلا فایرفاکس

Mozilla Firefox v22.0 Final

دانلود IDM دانلود IDM

Internet Download Manager 6.17.3 Final

دانلود گوگل کروم دانلود گوگل کروم

Google Chrome 28.0.1500.72 Final

دانلود اینترنت اکسپلورر دانلود اینترنت اکسپلورر

Internet Explorer 8 + 9 + 10 Final

دانلود KMPlayer دانلود KMPlayer

KMPlayer 3.6.0.87 Final

دانلود WinRAR دانلود Winrar

WinRAR v4.20 Final

دانلود یاهو مسنجر دانلود یاهو مسنجر

Yahoo Messenger 11.5.0.228 Final



عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

قالب سایت چطور است؟






RSS

Powered By
Rozblog.Com

شهيد باكري

 

خانوادۀ باکری دارای سه شهید به نام های علی، حمید و مهدی است. اجساد این سه برادر بعد از شهادت، پیدا نمی شود و هر سه بدون قبر هستند. علی، دانشجوی تبریز است که توسط رژیم شاه اعدام می شود، جسد وی به خانواده اش تحویل داده نمی شود. حمید نیز در عملیات خیبر به شهادت می رسد.
مهدی باکری، در سال ۱۳۳۳ در میان دوآب به دنیا می آید. با ورود به دانشگاه مرحلۀ جدیدی از زندگی علمی و سیاسی او آغاز می شود. مهدی در دانشگاه، درسخوان و یاور دانشجویان و بیرون از دانشگاه، یک انقلابی پر شور و حال است. بعد از گرفتن مدرک مهندسی، دوستان وی ادامه تحصیل می دهند؛  او برای مبارزه از محیط دانشگاه خارج می شود.
مهدی پس از شرکت در عملیات های مختلف و پاکسازی ضد انقلاب ها، به جنوب کشور می رود و معاونت تیپ نجف اشرف را بر عهده می گیرد؛ در عملیات فتح المبین در رقابیه از ناحیۀ چشم مجروح می شود.
یک سال بعد از شهادت برادرش، حمید به دیدار امام خمینی(ره) می رود؛ همچنین وی، از آیت الله خانلری می خواهد تا برای او دعا کند تا شهید شود. شهید باکری در وصیت نامۀ خود می نویسد:
”خدیا! چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی، هیهات که نفهمیدم. چقدر لذت بخش است، انسان آماده باشد، برای دیدار رَبّش! امّا چه کنم که تهیدستم!
خدایا! تو قبولم کن. دوست دارم وقتی شهید می شوم، جسدم پیدا نشود تا یک وجب از خاک این دنیا را اشغال نکنم. خدایا! مرا پا کیزه بپذیر.”
در روزهای آخر اسفند ماه ۱۳۶۳، عملیات بدر آغاز می شود. مهدی به همراه نیروهایش، ضربات مهلکی به ارتش عراق وارد می کنند.
مهدی در قرارگاه کربلا غرق در خون به آرزوی خود می رسد. بعد از شهادت مهدی، آیت الله خامنه ای در پیامی از او به عنوان شهید ایلام یاد می کند و می فرماید:”درود بر روان پاک مؤمن صادق و انقلابیِ فداکار و سردار شجاع که عهد پایدار خود با خدا را به سر آورد و خون پاک خود را نثار کرد و به فیض شهادت نایل آمد. امّا، این آرزوی مهدی بود که پیکرش زمین را اشغال نکند.”

منبع: ساجد



:: برچسب‌ها: جنگ تحمیلی , خاطرات شهدا , دفاع مقدس , زندگی شهید باکری , شهید مهدی باکری , هشت سال جنگ تحمیلی , هشت سال دفاع مقدس , وصیت شهید باکری , وصیت شهید مهدی باکری , وصیتنامه شهید باکری , وصیتنامه شهید مهدی باکری , دانلود صلواتي شهيد ,
:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : گمنام
ت : جمعه 16 فروردين 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی